چگونه یک بیماری همه گیر به من کمک کرد تا سقط خود را عزادار کنم

زن نگران است

سهامدار

من هرگز قدرت شهود زن را دست کم نمی گیرم. این اولین روز سفارش Safer At Home در میان COVID-19 بود. در این مرحله ، ویروس به سرعت در حال شیوع بود و اقدامات پیشگیرانه در خانواده من از اهمیت بالایی برخوردار بود (ما آن دسته از افرادی هستیم که می توانیم ظرف دستمال مرطوب را ضدعفونی کنیم). شوهرم برای گرفتن نامه (دستکش ، ماسک دار و مجهز به دستمال های ضدعفونی کننده) پا به بیرون گذاشته بود ، وقتی شهود من شروع شد: فکر می کنم باردارم .

من هیچ علامت و نشانه ای نداشتم ، فقط این نکته را نشان می داد چیزی در بدن من اتفاق می افتاد در سه دقیقه ای که مجبور شدم به سرعت تست بارداری بدهم. آنجا بود ، در حالی که از چهره خالی به من خیره شده بود: دو خط مجزا ، تأیید می کرد که شهود من در یک نقطه بود. در حال حاضر ، موارد زیادی در مورد زنان باردار وجود دارد که باید نگران آن باشند (فشار خون بالا ، دیابت بارداری و لیستریا ، به ذکر چند مورد). از بالا یک بیماری همه گیر انداخته و رسماً کمترین زمان برای فهمیدن بارداری است.اولین فکر من بعد از دیدن این دو خط؟ گه چگونه می خواهم کودکی را با ویروس کشنده ای که در اطراف آن شناور است حمل کنم؟ من شروع به گریه کردم ، اما مشخص نبود که اشک من از خوشحالی ناشی می شود یا از پشیمانی. این احساس اضطراب تقریباً بلافاصله با احساس گناه روبرو شد. چگونه جرات می کنم این لحظه ارزشمند را از آن خود کنم و آن را به چیزی غیر از لذت تبدیل کنم؟ باید سپاسگزار باشم که با توجه به این مسئله توانستم به طور طبیعی باردار شوم 6.1 میلیون زن در مبارزه ایالات متحده با مسائل ناباروری.



شوهرم به داخل خانه برگشت و من به سرعت تست مثبت بارداری را برگزار کردم. واقعاً غیرقابل توصیف است ، احساسی که پس از فهمیدن ایجاد چیزی با هم ، او را در آغوش گرفتم. بلافاصله هرگونه احساس ترس یا اضطراب فروکش کردم. ما قصد داشتیم این مسئله را با هم پشت سر بگذاریم. ما آن شب دیر وقت بیدار ماندیم و به نوبت حدس زدیم که رابطه جنسی چه خواهد بود ، با نام های احتمالی خنده بازی خواهیم کرد و در مورد مسائل مالی بحث خواهیم کرد و به طور بالقوه در حال حرکت هستیم. شگفت آور است که چگونه یک آزمایش کوچک می تواند روند زندگی شما را تغییر دهد.

قرار نبود اولین بازدید قبل از تولد را انجام دهم تا اینکه هشت هفته داشتم و با توجه به محاسباتم ، حدود چهار هفته بودم که تست مثبت را گرفتم. هفته ها گذشته سعی کردم اخبار را تماشا نکنم - این تصاویر ترسناک از بیمارستان های شلوغ همراه با افزایش تعداد مرگ های روزانه مربوط به COVID-19 را نشان می دهد. من هر کاری از دستم برمی آمد انجام دادم تا با بدنم خوب باشم ، حتی در چنین زمان پرتنشی که منابع محدود بودند. اما ، اگر با خودم صادق باشم ، در طی این چند هفته از نظر عاطفی دست و پنجه نرم کردم ، رفت و برگشت با احساس عدم تمایل به بارداری در این مدت ، احساس گناه ، و دوباره بازگشت.

من بعد از گذشتن هشت هفته هنوز هیچ علائم بارداری را احساس نکرده بودم ، اما این را به معنای معنی نداشتم. سپس ، یک روز صبح ، یک روز قبل از این که قرار باشد به دکتر مراجعه کنم ، سفر صبحانه من به دستشویی با لکه بینی انجام شد. دویدم پیش شوهرم و شروع کردم به زمزمه کردن ، می دانستم که این می تواند شروع سقط جنین باشد. اما من در وهله اول با احساساتی که نمی خواهم باردار باشم نیز مبارزه می کردم. نیازی به گفتن نیست که من روی غلتکی احساسات بودم. من به دکترم زنگ زدم ، که به من گفت لکه بینی طبیعی است و روز بعد به قرار ملاقات خود پایبندم.

هرچند که آن روز ادامه داشت ، خون بیشتری دیدم. نمی توانستم کمک کنم اما احساس کنم پس از هر بار مراجعه به دستشویی ، کمی از آنچه فرزندم بود را از دست می دهم. من جزئیات ناخوشایند شما را ذخیره می کنم و فقط می گویم که می دانستم چیزی درست نیست (این دوباره آن شهود است). من دوباره مطب دکترم را زنگ زدم (در معرض خطر به نظر رسیدن یک زن باردار هورمونی) و التماس کردم که آن روز دیده شود. آنها موظف شدند و سی دقیقه بعد من به دستگاه سونوگرافی خیره شده بودم که هیچ ضربان قلب را نشان نمی داد. دکترم با ماسک خود گفت: 'من نگران این هستم که این یک سقط باشد.'من نمی توانم به شما چیزی بگویم که او پس از آن گفت. مغز من فقط آن کلمه مخوف را نگه داشت: سقط جنین . بعد از انجام کار خون و گریه برای دکترم (PSA: گریه کردن از طریق ماسک صورت بسیار ناراحت کننده است) ، سوار ماشینم شدم ، دستکش و ماسک خود را برداشتم و اشک ریخت. من عاشق این کودک هستم ، مهم نیست که چه زمانی آن را حمل می کنم ، همه گیر خواهم شد یا نه . من مدام فکر می کردم که به دلیل احساس شک اولیه مجازات می شوم. دومی که دیدم آن دو خط ظاهر می شود ، شاید لیاقت این را داشتم که احساس سرمستی نکنم.



هرگز فکر نمی کنید سقط جنین اتفاقی است که ممکن است برای شما بیفتد ، تا زمانی که این اتفاق بیفتد.

کنار آمدن با این واقعیت که باردار هستید ، از این موضوع هیجان زده شوید و سپس آن را از بین ببرید ، هیچ چیز بیرحمانه ای نیست. سقط جنین یک شوک کامل و کامل بود - من در تمام زندگی سالم بوده ام و در گذشته هرگز مسائل باروری را تجربه نکرده ام. من ساعت ها به دوستان خود که قبلاً این مشکل را گذرانده اند دلگرم کرده ام اما هرگز فکر نمی کردم در همان موقعیت باشم. هرگز فکر نمی کنید سقط جنین اتفاقی است که ممکن است برای شما بیفتد ، تا زمانی که این اتفاق بیفتد. این سن و سلامتی را تشخیص نمی دهد.میتواند برای هرکسی پیش بیاید. و ، آنها به طرز غم انگیزی مشترک هستند ، با 10 تا 25٪ از کل حاملگی های بالینی شناخته شده و در نتیجه از دست دادن . چند هفته طول کشید تا با این واقعیت که اکنون بخشی از این آمار هستم کنار بیایم.

این طعنه آمیز است در مدتی که به ما دستور قرنطینه می دادند ، من قبلاً احساس انزوا می کردم. سقط جنین احساس تنهایی را بدون توجه به زمان بروز آن به وجود می آورد ، اما هنگامی که با یک بیماری همه گیر همراه شوید (جایی که شما باید در خانه باشید ، نمی توانید با یک شب فیلم اینجا ، یک شب دختران آنجا را منحرف کنید) ، احساسات چند برابر می شوند و شما با افکار خسته کننده خود گیر کرده اید. من احساس شکست را تجربه کردم حتی اگر می دانم تقصیر من نیست. بدن من نتوانست آنطور که باید 'انجام دهد' ، من نتوانستم این بارداری را ببینم ، من شوهرم را شکست دادم - آثار.

وحشت در نام خواننده دیسکو

خوشبختانه ، من از یک سیستم پشتیبانی قوی برخوردار هستم و توانستم واقعاً در مفهوم این موضوع دلجویی کنم زمان مناسبی نبود برای من. به نوعی ، من سپاسگزارم که سقط جنین در چنین شرایطی اتفاق افتاده است ، زیرا این باعث شد که پوشش نقره ای من ایجاد شود ، پاسخی به سوال اجتناب ناپذیر من در مورد ، چرا این اتفاق افتاد؟ و این واقعیت که بسیاری از زنان سقط جنین را تجربه می کنند (من دکتر خود را شامل کردم ، من فهمیدم) باعث شد احساس کنم تنها نیستم. اگر سقط جنین را پشت سر گذاشته اید ، یا یک مورد را پشت سر گذاشته اید یا سرانجام دچار آن خواهید شد ، بدانید که شما نیز تنها نیستید.

به گفته کارشناسان مغز ، 7 نکته برای کنترل سلامت روان در حین جداسازی