چگونه تنها قطعنامه ای که من همیشه نگاه کردم کاملاً دیدگاه من را تغییر داد

قطعنامه های سال های جدید

oliviamuenter

چند سال پیش ، من از کلاسیک صرف نظر کردم قطعنامه های سال نو . من از یک دهه تعهد دلسردی برای کاهش وزن مشخصی یا انجام تعداد مشخصی تمرین در یک سال دلسرد شدم. من کاملاً با احساس همه یا هیچ چیز آشنا بودم که به سرعت با احساس شرم از بهم ریختن جایگزین می شود - از دست دادن یک تمرین ، یا دیدن بالا رفتن عدد در مقیاس به جای پایین آمدن. من از همه چیز سوخته شدم ، بنابراین همه اهداف عددی را کنار گذاشتم. من خودم را گفتم ، هرگز هیچ كدام از این قطعنامه ها را كامل نكرده بودم.خوب ، به جز یکی.

تنها قطعنامه ای که تاکنون نگه داشته ام بیشتر شبیه یک چالش بود. سال دبیرستان دانشگاه بود و به خودم قول دادم که برای 365 روز ، هر روز ، هر روز یک چیز خوب بنویسم. تا پایان سال ، من یک برنامه ریز داشتم که پر از چیزهای خوب بود. بیشتر آنها فقط چند کلمه بودند: 'خانواده' یا 'یک قرار ملاقات خوب' یا 'نوشتن تمام روز'. یادم می آید که در اول ژانویه به همه چیزهای خوب نگاه کردم و یک کلمه یا عبارت را دیدم و فوراً می دانستم که به چه لحظه یا حافظه ای متصل است.من همچنین به یاد داشته باشید که چگونه آسان بوده است برای اولین بار شاید همیشه ، من به یک چالش روزمره ، یک رزولوشن یک ساله پایبند بودم - و این اصلاً سخت نبود.



حتی اگر نوشتن هر کلمه ساده هر روز ساده باشد ، من به خودم احساس افتخار می کنم که به چیزی پایبند هستم و بیش از هر زمان دیگری قدردان سال قبل هستم. به نظر می رسد وقتی ده ها صفحه پر از دلیل وجود داشته باشید ، تأمل در نکات مثبت یک سال بسیار راحت تر است. واقعیت این است که وقتی افراد با شروع سال جدید قطعنامه می گیرند ، به همان اندازه که به دنبال احساس هستند ، به دنبال نتیجه نهایی ملموس نیستند. وقتی سال به سال به خودم نذر می کردم که سال را نازک تر به پایان برسانم ، مطمئناً می خواستم خودم را کوچک کنم ، اما بیشتر از آن به دنبال احساس من فکر کردم کوچک شدن خودم را به ارمغان می آورد.اگرچه من احتمال بیشتری داشتم بگویم که وسواس من در مورد کاهش وزن این بود: 'فقط ، می دانید ، در مورد سالم بودن ،' اما در حقیقت فکر کردم لاغری باعث خوشبختی من خواهد شد. فکر کردم این باعث می شود که من توانایی بیشتری در تجربه زندگی کامل و سپاسگزار بودن برای این زندگی داشته باشم.



وقتی سال به سال به خودم نذر می کردم که سال را نازک تر به پایان برسانم ، مطمئناً می خواستم خودم را کوچک کنم ، اما بیشتر از آن به دنبال احساس من فکر کردم کوچک شدن خودم را به ارمغان می آورد.

دو سال بیشتر طول کشید تا همه چیز را جمع کنم ، اما آنچه که آن لیست 365 چیز خوب به من آموخت این است که خوشبختی در دسترس همه ماست. برای رسیدن به آنجا یک سال طول نمی کشد به دویدن یا پیلاتس یا رژیم گرفتن. از دست دادن ده پوند برای رسیدن به آنجا لازم نیست. گاهی سپاسگزار بودن برای هر چیز کوچکی ، هر روز فقط 10 ثانیه طول می کشد. در پایان 365 روز احساس قدرت می کردم ، اما به گذشته نگاه می کردم ، این قدرت به این دلیل نبود که من هر روز پس از گفتن این کار را انجام می دهم. دلیل این امر این بود که به من کمک کرد درک کنم که شادی در تمام شکل ما فارغ از وزن و وزن ما در دسترس همه ما است.اگر به دنبال آن بگردیم ، تصدیق کنیم و در واقع باور کنیم که لیاقت آن را داریم همیشه در آن است.

ضربان قلب نوزاد در هفته 13

اگر مجبور باشم حدس بزنم ، در ابتدای همان سال وقتی تصمیم گرفتم هر روز یک چیز خوب بنویسم ، می گویم همچنین به خودم گفتم آن سال لاغر می شوم. نمی توانم به یاد بیاورم 10 یا 15 یا 20 پوند بود ، اما مطمئن هستم که در لیست من بود ، درست در کنار 365 چیز خوب ، زیرا همیشه این بود. در پایان آن سال ، من هیچ وزنی کم نکردم ، اما حتی نمی توانم این واقعیت را حتی به ذهنم خطور کنم. زیرا ، خواه می دانستم به دنبال آن هستم یا نه ، احساسی که به دنبال آن می گشتم درست همانجا مقابل من بود.

سردبیران ما در حال تصویب قطعنامه های امسال هستند - آنچه در عوض انجام می دهیم اینجاست